رونیکارونیکا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

رونیکـای خوشگل مامان و بابا

عکس های رستوران رفتن رونیکا برای اولین بار

خیلی خوشحالی کردی عزیزم؛ اینجا منو شما و بابا جون باهم رفتیم فست فود؛ شما رو گذاشتن تو صندلی غذا؛ اولش گریه ات گرفت؛ اما بعدش خیلی خوشت اومد؛ کلی ذوق و خوشحالی، همه نگات می کردن و کلا بچه تو دل برویی هستی عزیزکم تو هم همه جا رو نگاه می کردی اینم عکساش بادکنک هم بهت داده بودن؛ بادکنکتو خیلی دوست داشتی گلممممم ...
30 دی 1392

عکس اولین بار که رونیکا جونمون رورویک سوار شد

دختر قشنگم خیلی از رورویک می ترسیدی؛ هروقت می ذاشتیمت توش کلی گریه می کردی و بغض می کردی ؛ اما یهو یه دفعه انقدر باهات حرف زدمو گذاشتمت اون تو و دیگه گریه نکردی ؛ یه کم تعجب کردی اما پاهاتو تکون دادم دیدی می تونی راه بری خوشت اومد اما 5 دقیقه با تعجب نگاه می کردی و اصلا تکون نمی خوردی ؛ می خواستی موقعیت خودتو درک کنی عزیزم ؛ اما بعدش یهو خیلی خوشت اومد کلی ذوق کردی و خوشحالی کردی عزیز دلممممممممم البته بگم چون داشتی تکون می خوردی این عکس زیاد واضح نیست؛ سینی اسباب بازیهای جلوتم برداشتم که از صداهایی که ایجاد می کنه نترسی عزیزم ...
30 دی 1392

بدون عنوان

سلام دختر نازنینم       نازنین ما؛ امروز برای اولین بار موز خوردی؛ زیاد دوست نداشتی  قیافه اتو چپر چلاق می کردی                                 نمی دونم شاید چون اولین بار بود که موز می خوردی این جوری بود ؛خدا کنه دوست داشته باشی گلم ؛ چون مامان بابات که موز خیلی موز دوست دارن                                         دیروز مامانی بهت آب هویج داد که خیلی دوست داشتی       موز رو هم امروز مامانی بهت داد...
23 دی 1392

7 ماهگیه رونیکا جون؛ عزیز دل مامان و بابا

رونیکای عزیزم؛ 7 ماهت شد 2 روز پیش؛ خیلی خوشحالم گلم ؛ انشالله 120 ساله بشی عزیزم؛ انشالله خوشبخت و موفق باشی نازنینم؛ مامان و بابا عاشقتن عزیزم تو جون مامان و باباتی عزیزم هنوزم نمی تونی بشینی عزیزم؛ دورت بالش می ذارم میشینی اما بعضی وقتا لق می زنی و کله ملق می شی، یعنی می تونی بشینی اما تو نیم ساعت 2 بار بعضی وقتا 3 با صورت می خوری زمین ؛ دیگه کم کم داری یاد می گیری گلم واسه خودت صدا در میاری مثلا می گی : غی غی گی گی  کی میشه حرف بزنی عسلم؛ بگی بابا , مامان کی میشه چهار دست و پا بری عسلم من منتظر اون لحظه های شیرینم قشنگم در ضمن خیلی بابایی هستی؛ واسه بابات خیلی ذوق داری و تا می بینیش کلی ذوق می کنی و می خ...
22 دی 1392

اینم یه سرس عکس جدید از به به خوردن رونیکــــا جون مامان و بابا

عزیز دلم الان به به سوپ می خوری و حریر بادام و پوره سیب زمینی و ماست سوپ و پوره سیب زمینی و ماست و بیشتر از حریره دوست داری اما کلا بعضی روزا خوش غذایی و بعضی روزا خیلی بد غذا  انشالله همیشه سالم باشی عشقم ...
11 دی 1392

دختر قشنگم از 6 ماهگی به به می خوره

دختر نازنینم دیر به دیر وقت می کنم بیام وبلاگتو آپ کنم ؛ منو ببخش عزیزم؛ همش مشغول خودت هستم ؛ وقت نمی کنم گلکم  الان اومد اولین عکساتو از به به خوردنات بذارم تو این عکس اول دوست داری قاشق رو ازم بگیری و خودت محکم نگهش می داری که ازت نگیرمش  ...
11 دی 1392
1